تبليغاتX
رویاهای سعید
شرح دل مشغولی هایم
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391

روز زن نزدیک است و من از هم اکنون 5 تا کل تقدیمتان می کنم تا هر روز صبح یک دانه بگذارید روی میزتان تا شنبه و روز زن.


و اما سوال اساسی اینه که چی بخریم؟
دوتا تظریه در این مورد وجود داره
1- هرچی ما دوست دارم بخریم
2- هرچی اون دوست داره بخریم.

تا مدتها من نمی دونستم کدومش بهتره.و باید چه کرد.بعد یه روزکه یادم نیست کی بود تو یه اتفاق فهمیدم.

باید قبل از هدیه خریدن یه دوتا دوتا بکنید ببینید کدوم لبخند ارزش مند تر است:
لبخند یک :لبخندی که بر لب شما می اد وقتی که طرف هدیه روشما رو می گیره.و اون احساس خوبی که از کار بهتون دست می ده.
لبخند دو : لبخندی که بر لب هدیه گیرنده نقش می بنده بعد از اینکه هدیه رو می گیره و یه حس خوب بهش دست می ده.
لبخند سه :لبخندی که با دیدن لبخند شماره دو به لب شما نقش می بنده.

برای من هرسه حالت پیش امده.یعنی گاهی هدیه دادم و اصلا برام مهم نبوده طرف خوشش می اد یا نه.حتی بهم گفته چیزی نمی خوام.ولی من دوست داشتم بدم و دادم.و اصلا هم فکر نکردم اون چی می خواد.هرچی دوست داشتم خریدم براش.
و هم هدیه دادم در حالیکه اصلا اون هدیه رو دوست نداشتم و به نظرم چیز اشغالی بود و فقط بخاطر اینکه طرف رو شاد کنم این هدیه رو دادم.و اصلا خودم شاد نشدم.

.
پی نوشت یک : سیب دیروز می گفت که چون از همسری من و سرویس دادن انصراف داده پس کادو روز زن هم نمیخواد.ولی امروز انگار نظرش عوض شده.فکر کنم هر چی به روز زن نزدیک می شیم رابطمون بهتر بشه.دوباره بعد روز زن آش همون آش و کاسه هم همون کاسه.

سیب یکی دوتا حرف بدجور تلخ بهم زده.که البته به روش نیاوردم و به روی شما هم نمی ارم ولی اساسی ناراحت شدم.شاید بعدا بهتون گفتم که حداقل شما به همسرانتون نگید.

پی نوشت بعدی : هرکی بگه دوست داره تو روز زن چی کادو بگیره.منتظرم.

پی نوشت بعدی : این روزها واقعا حس نوشتنم نمی اد.به بزرگی خودتون ببخشید.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391

بی تفاوت


می آیی ... می روی ... و فقط یک سلام ... و گاهی یک خداحافظی
نه ... این انصاف نیست ...
من و یک دنیا عشق .... تو و یک دنیا بی تفاوتی ....

نه کسی چشم به راه ...

نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه...

بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست ؟

وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه

چی میشد زنگ میزدی 118 میگفتی شماره اون دختره رو که دیدمش می خوام ؟!
بعد صدای کیبرد زنه از پشت تلفن میومد ...
بعد می گفت : لطفا یاداشت فرمایید : 0912....
بعد آخرشم میگفت : با تشکر ، راهنمای 198 ، انشا الله مخشو بزنی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391

 


من ساده بودم که

فکر میکردم قلبت را

فقط به من داده ای

نمیدانستم چند کپی هم

دیگران دارند!!!!!!!

زیر پایم زمین از سم ضربه اسبان می لرزد

چارنعل می گذرند اسبان وحشی و گسیخته افسار

وحشتزده به پیش می گریزند

در یالهاشان گره می خورد آرزوهایم

دوشادوششان می گریزد خواست هایم

هوا سرشار از بوی اسب است و غم

و اندکی غبطه....

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که

بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت

سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

دنبال کسی نیستم که وقتی میگم : "میرم" بگه : "نرو" ! کسی رو می خوام که وقتی گفتم میرم ، بگه : "صبر کن منم باهات بیام ، تنها نرو

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391

بدون شرح


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391


نسیم تنها

c050008399e437e0873ac8c0076de776.jpg

دیدید بعضی وقتا بعد از طوفان که همه جا خراب شده یهو یه نسیم آروم میاد که خیلیم آرامش بخشه؟اما هیچ کس حواسش به نسیم نیست همه دارن به طوفان و خرابی های به وجود اومده فکر میکنن...

چقد اون نسیم تنهاست

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391

این دلنوشته رو فقط برای تو نوشتم....بذار عاشقت بمونـــــــــم

تو با منی

وقتی تو این روزای تاریک هیچ ستاره ای با من نیست...

حس با تو بودن تو وجودمه وقتی

تمام خاطرات گذشته با من نارفیق شدن..

تو صادقانه اومدی و روزای تلخ گذشته رو

از یاد قلب من بردی...

من به آرامش دستای تو عادت دارم..

من تو اضطراب سرد این سکوت به شب چشمای تو اعتماد کردم...

من تو رو دوست دارم حتی اگه ازم دور باشی..

حتی اگه روزی بین دستامون فاصله باشه...

مهم اینکه ما به هم قول دادیم که تو بمونی واسه من...

من بمونم واسه تو....

قلب من میگه که هستی اما چشمام میگه نیستی

خیلی سخته باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

بگو که هنوز چشاتو رو به عشق من نبستی

چشم من میگه تو رفتی اما قلبم میگه هستی

حالا که همش خیاله . .

بذار دستاتو بگیرم بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم

بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت می مونم

حالا که همش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم

مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب می دونم

بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم ...

*مهم نیست کجایی....مهم اینه که این قلب واسه تو می تپه*

--------------------------------------------------------

مغرورانه اشک ریختیم ... مغرورانه سکوت کردیم !
چه مغرورانه التماس کردیم ... چه مغرورانه از هم گریختیم !
غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند ...!

هدیه شیطان را به هم تقدیم کردیم !!
هدیه خداوند را از هم پنهان کردیم ...!!!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391

رای “ تو ” ؛ که همیشه...........


می دونی "بهشت" کجاست ؟؟

یه فضای ِ چند وجب در چند وجب،

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391

بخواب عزیزم،درد نداره!!!!!!!!!!!!!!


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

چهارشنبه سی ام آذر 1390

چند ساله دیگه باید بشینم
پرپر شدن عمرو ببینم
چند ساله دیگه باید تو دنیا
روز ا برن و تو رو نبینم

عمر مونده باقی
می خوام بشه تلافی
در عالم مستی
در خدمت ساقی

میگن حال خوشیه وقتی که مستی
میگن بیخیالشی کی بودی کی هستی
عجب حال خوشیه وقتی که مستی
میگن بیخیالشی کی بودی کی هستی

چه حال خوشیه مستی
نه غم داره نه شکستی

من همسفر دلای خستم
خاکم که به زیر پا نشستم
رمز و راز عشق و خوب میدونم
من عاشقمو باده به دستم

هر شب تا سحر پیاله دستم
گفتم نکنه باده پرستم
یک شب یا دو شب رو توبه کردم
دیدم نمیشه دوباره مستم
میگن حال خوشیه وقتی که مستی
میگن بیخیالشی کی بودی کی هستی
عجب حال خوشیه وقتی که مستی
میگن بیخیالشی کی بودی کی هستی

چه حال خوشیه مستی
نه غم داره نه شکستی

من همسفر دلای خستم
خاکم که به زیر پا نشستم
رمز و راز عشق و خوب میدونم
من عاشقمو باده به دستم

هر شب تا سحر پیاله دستم
گفتم نکنه باده پرستم
یک شب یا دو شب رو توبه کردم
دیدم نمیشه دوباره مستم
میگن حال خوشیه وقتی که مستی
میگن بیخیالشی کی بودی کی هستی
عجب حال خوشیه وقتی که مستی
میگن بیخیالشی کی بودی کی هستی

چه حال خوشیه مستی
نه غم داره نه شکستی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:4 بعد از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390

ما بسی کوشیده ایم
که چکش ِ خود را
بر ناقوس ها و دیگچه ها فرود آریم ،
بر خروس قندی ِ بچه ها
و بر جمجمه ی پوک ِ سیاست مداری
که لباس ِ رسمی بر تن آراسته .

ما بسی کوشیده ایم
که از دهلیز ِ بی روزن ِ خویش
دریچه یی به دنیا بگشاییم .

ما آبستن ِ امید ِ فراوان بوده ایم ،
دریغا که به روزگار ِ ما
کودکان
مُرده به دنیا می آیند !

اگر دیگر پای رفتن ِ مان نیست ،
باری
قلعه بانان
این حجت با ما تمام کرده اند
که اگر می خواهیم در این سرزمین اقامت گزینیم
می باید با ابلیس قراری ببندیم .

آمدن از روی حسابی نبود و
رفتن
از روی اختیاری .

کدبانوی بی حوصله
آینه را
با غفلتی از سر ِ دل سردی
بر لب ِ رَف نهاد .

ما همه عذرا های آبستن ایم :
بی آنکه پستان های مان از بهار ِ سنگین ِ مردی گُل دهد
زخم ِ گُل میخ ها که به تیشه ی سنگین
ریشه ی درد را در جان ِ عیساهای اندُه گین ِ مان به فریاد آورده است
در خاطره های مادرانه ی ما به چرک اندر نشسته ؛

و فریاد ِ شهید ِ شان
به هنگامی که بر صلیب ِ نادانی ِ خلق
مصلوب می شدند :

« ای پدر ، اینان را بیامُرز
چرا که ، خود نمی دانند
که با خود چه می کنند ! »




امیدوارم همیشه سلامت باشید و دل شاد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط سعید جهاندیده  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://jahandide.blogfa.com